زين الدين محمود واصفى

27

بدايع الوقايع ( فارسى )

نموده از دو طرف سايه‌هاى بال ملك * به گرد عارض او طره‌هاى مشك‌فشان « 1 » به چشم و خال ميان دو ابرويش بنگر * مگر كه بر « 2 » سر آهوست چرغ در طيران به صفحهء رخت ابرو و بينى و دهنت * ترا به دلبرى و حسن نام كرده عيان ترا چه ذقن اى نوبهار حسن بود * به از شكوفهء سيب حديقهء رضوان ز لعل دلكش تو آب مىچكد گويا * رسيده است به پابوس فخر اهل زمان سپهر مرتبه خواجه محمد آنكه برد « * » * ز خاك مقدم او روشنى « * * » مه تابان ز راى انور او لمعه‌اى بود خورشيد * ز بحر بخشش او قطره‌اى بود عمان ايا سپهر شرف كاطلس سپهر تراست * كمينه نقش كبود از نقوش شادروان توئى كه پيش گداى در تو بهر نياز * پياز چرخى « 3 » افلاك آورد كيوان ترا سپهر كنيزىست كز خسوف و كسوف * كند به مصلحت آن سيه [ سر ] پستان كه تا به شغل رضاعش تعللى نشود * به بندگى تو اى خواجهء رفيع مكان

--> ( 1 ) - A : افشان . ( 2 ) - A : در . ( 3 ) - T ، صفحهء b 21 نثار خرجى . ( * ) س 11 : آنكه برو . ( * * ) س 12 : روشنئى